سلطان محمد مطربي سمرقندي
697
تذكرة الشعراء ( فارسي )
مضمونى به اين لطافت مىبندد ، من به وى خطّ بندگى مىدهم ! چون صورت واقعه معلوم ملّا خرگاهى شده ، در مجلسى ، از براى شمع و پروانه ، رباعى گفته و رباعيها ، همه به ترتيب چنين نوشته شد : محتشم : پروانه به شمع گفت : كافروخته شو * كم سوز مرا و با من آموخته شو شمعش گفتا : اگر موافق يارى * من سوخته مىشوم تو هم سوخته شو ولى دشت بياضى : پروانه كه شمعش هوسافزا باشد * جز سوختنش چرا تمنّا باشد غيرت نگذاردش كه در بزم كسان * او زنده و يار مجلسآرا باشد ناطقى سبزوارى : پروانه كه شمع را طلبكار شود * در سوزش خويش گرم بازار شود زان مىسوزد كه گرد خاكستر او * باشد كه حجاب چشم اغيار شود ملّا خرگاهى : پروانه كه آيين محبّت آموخت * جز بر رخ شمع خويشتن ديده ندوخت زين بيم كه در هجر نماند فردا * بيچاره شب وصل از آن خود را سوخت